عید نوروز arsam

امروز دارم واست مینویسم ۱۷ اسفند سال ۹۹ و اخرین اسفند و اخرین زمستون سال هزاروسیصد هستش و طبق معمول روی پاهام خوابیدی😊😍😘 (دوست دارم عشق❤ مامانی) داشتم نگات میکردم یهو این جمله تو ذهنم اومد 🥰 واما هفت ماهگیت زندگیم نفسم عمرم از وقتی که اومدی تو زندگیمون چقدر همه چی عوض شد تو شدی همه چیم😍 حتی مامانی دیگه وقت نمیکنه به خودش برسه 😩 و چقدر وابستگیات این روزا زیاده به من و روز ۱۲/۱۲ چقدر اون روز هم خیلی خوشحال شدم که وارد ۸ماهگیت شدی 😘و چقدر ناراحت بودم وسط این خونه تکونیا مریض شدی 😓🤒اون روز با دایی بردمت دکتر این دومین باری بود که سرما خوردی مامانی جونم 😖ببخشید عشق مامانی همش تقصیر مامانت شدبعدا که بزرگ شدی همش و واست تعریف میکنم پسرم🙂 عکسای این ماهات خیلی کمه چون مامانی دست تنها بود و توام که شیطون خلاصه مامانی حریفت شدم دیگه چندتا ازت عکس گرفتم که ۱۲/۱۲بمونه یادگاری😚

نشانگر ماهگرد تاج طلایی آدرینا قلی پور

چهار ماهگیت مبارک دلیل نفس کشیدن مامان و بابا

تم عکس زمستانی نوزاد سید آرش غفاری

آرش تو بهترین اتفاق زندگی من و بابا هستی عزیزم خیلی دوست داریم

پارچه ماهگرد نوزاد طرح کلاسیک سوگندعابدی

پنج ماه گذشت باتمام سختی ها وخوشمزگی هاش...هرروز بیشتراز روزقبل دوستت داریم سوگندم...پرنسس زیبای من