دو ماهگی نوزاد سام پورزال

قشنگ مامانی دو ماهه بودی که اولین قهقهه های خنده ی زیبات رو تقدیدمون کردی. اونروز بود که چنان دلبری از من و بابایی کردی که شدی همه زندگیمون😍👶🏻🧿

دو ماهگی نوزاد arsam

ما اومدیم با یه خاطره دیگه😊 من تاریخ ۹۹/۷/۱۲دوماهه شدم😍👶امروز روزی بود که فرداش میخاستم برم واکسن بزنم دل تو دل مامانم نبود ولی شاید منم هم خوشحال بودم هم از اینکه مامانم نگرانمه😥ناراحت بودم جمعه ۷/۱۱ که داشتیم با دایی و بابایی امادت میکردیم عکس بگیریم ازت چقدر خوشحالم که هر روز شاهد بزرگتر شدنتم مامانی جووونم،منتظر دوازدهم هرماهم که یه ماه به ماه های زندگیت اضافه بشه عشق مامان زندگی من امروز داشتیم عکساتو میگرفتیم چقدر غر غر کردی😓نمیذاشتی ازت عکس بگیریم چقدر اون روز واست دست زدیم و جیغ زدیم تا تونستیم چندتا عکس ازت بگیریم ولی بازم بی خیال نشدی( خوب اخه که شما عشق مامانی)😊 بعدش ولی بازم ماتسلیم شدیم گرفتم بغلم خوابوندمت دوباره که بیدارشدی بقیه عکساتو گرفتم جوجه ی من امروز دارم خاطراتت دوماهگیتو ثبت میکنم ۷/۱۸یه هفته از اون روز میگذره تازه امروز وقت کردم که بیام اینجا و خاطراتمونو بنویسم این عکسم بابا محسن ازت گرفته مامانی (بابامحسن که عشق مامانه ) اصلا شما دوتا زندگی منین ❤ مامان جووونم دوست دارم و عاشقتم جوجه ی من😘🥰 به تاریخ99/7/18 ساعت 8:40

تم عکس پاییزی نوزاد آرشیدا افشار

❤️...آرشیدای من اولین بهار و تابستان عمرت تمام شد و حالا اولین پاییز از راه رسید؛ این اولین باره که برگهای رنگی درختها رو میبینی ؛ پاییزِ هزار رنگ...🍁 ماه ها آمدند و رفتند و فقط برای ما یک قاب عکس ماند و خاطراتِ همان قابِ عکس... اما من!!! میخواهم بیشتر لذت ببرم از حضورِ تو میدانم که روزی دلتنگِ همین امروزت میشوم❤️ به وقتِ نُه ماهگی👶 ۱۳۹۸/۷/۲۲

پارچه ماه شمار طرح شاخه زیتون ترمه امینی

ماکارانی ها رو با دست برمی داشت و میخورد و خیلی طعمش رو دوست داشت با کمک مبل و میز می ایستاد و دور میز تاب میخورد